عصر یک جمعه دلگیر. دلم گفت. بگویم. بنویسم.
که چرا عشق به انسان نرسیدست؟
چرا آب به گلدان نرسیدست؟
...و هنوزم که هنوز است چرا "یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست"؟
بگو حافظ دلخسته ز.شیراز بیاید. بنویسد.
...که هنوز است چرا "یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست"؟
چرا "کلبه احزان به گلستان نرسیدست"؟
عصر این جمعه دلگیر. وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس!
تو کجایی گل نرگس؟.......
سلام
چه وبلاگ قشنگی داری
وای خدا خیلی زیباست بذار منم یه چیزی برات ینویسم:
عشق فرصتی ست برای نفس کشیدنِ انسانی که مرگ تمام فضاهای تنفس او را در ناخودآگاهش بسته است.
ممنون
چشماتون قشنگ میبینه
ممنون از نظرتون
اللهم عجل الولیک الفرج
خیلی خیلی قشنگ بود

خواهشات [:S017